۱۳۹۶ آبان ۲۹, دوشنبه

به برادران و خواهران هم طبقه ی ایرانی ما، هم درد مشترک داریم، هم دشمن مشترک

برادران و خواهران هم طبقه ی عزیز :

ما همراه شما غم بزرگ ناشی از مصیبت زلزله اخیر را در قلب خود احساس میکنیم.
صدها کشته و هزاران مجروح عمیقا ما را متاثر کرده است. ما مراتب تسلیت خود را به تمام خواهران و برادران هم طبقه خود اعلام میداریم.
ما میدانیم که مسئولیت مستقیم این گونه کشتارها طبیعتا" به عهده حاکمیت وسیستم سرمایه داری است، به همین سبب معتقدیم که باید کلیه سیاستمداران بورژوازی،صاحبان سرمایه واملاک به خاطر این فاجعه عظیم با این حجم تلفا ت جانی( صحبت از هزاران کشته است ) و تخریب شهرها ، مورد مواخذه قرارگیرند.
برای ما روشن است که حتی با سقوط سیستم بهره کشی و ایجاد نظام نوین که حافظ منافع کارگران و زحمتکشان بوده و بنا بر اراده اکثریت جامعه  مستقر خواهد شد، نیز پایانی بر آلام قربانیان نظام سرمایه داری نمیباشد.
ما اطلاع داریم که غالب قربانیان به خصوص تهی دستان که جان خود را از دست داده اند، در مجتمع های مسکونی زندگی می کردند که توسط افراد و نهاد های حکومتی بدون رعایت ایمنی ساخته شده بوده اند. برای ما که شاهد زمین لرزه ای تقریبا مشابه ی در ترکیه بوده ایم، حادثه ای شوک آور به حساب نمی آید، علیرغم تفاوت های مذهبی ، فرهنگی و ملی، کلیه قوانین در جهت مخالف منافع کارگران و زحمتکشان میباشد. آیا این شباهت ها دلایل اثبات این نیست که کلیه زحمتکشان جدا از ملیت ، مذهب و نژاد باید به مبارزه علیه سرمایه داری و استثمار به پا خیزند؟
ما اعتقاد داریم،  تنها زلزله ، سیل و سایر بلایای طبیعی نیست که انسان ها را قتل عام میکند(با نگاهی به جنگ ها مشاهده میشود که تلفات انسانی ان ها به مراتب بیشتر است، ) بیایید برای براندازی کل سرمایه داری اقدام به مبارزه متحدانه کنیم و در جهت ا ستحکام و  هم بستگی بین المللی کارگران همت بگماریم.

زنده باد هم بستگی طبقاتی طبقه کارگر
سرنگون باد سرمایه داری

انجمن همبستگی بین المللی کارگران( UID-DER )

15 /11/2017

۱۳۹۶ آبان ۲۷, شنبه

اعلام همدردی و حمایت رفقای ترکیه از زلزله زدگان ایران به دو زبان ترکی و انگلسی و بزودی ترجمه شده آن به فارسی نیز ارایه خواهد شد

اعلام همدردی و حمایت رفقای ترکیه از زلزله زدگان ایران به دو زبان ترکی و انگلسی و بزودی ترجمه شده آن به فارسی نیز ارایه خواهد شد


To our Iranian class brothers/sisters: Our sufferings are common, so are the enemies!

Dear Iranian class brothers/sisters,
We feel in our heart, together with you, the grief for the disaster caused by the big earthquake. Hundreds of deaths sacrificed for capitalism and thousands of injured makes us deeply sad. We send our condolences to all our Iranian class brothers/sisters.
We know that capitalist system of exploitation is the chief culprit to blame for the sheer number of deaths caused by events that are called natural disasters. Bourgeois politicians and capitalist owners of property are directly to blame for the destruction and loss of lives caused by these disasters. We also know that unless this order of exploitation is overthrown and a new social order is established, based on the interests of workers and toilers at large, that is, of the overwhelming majority of society, an order ruled by themselves, there will be no end to these sufferings and sacrifices to capitalism.
We learned that most of the victims lost their lives in housing estates built particularly for the poor and in public buildings. This is no surprise for us, since we witnessed the same thing in the earthquakes in Turkey. Despite the difference in their religions and nationalities, the rulers act in the same callousness and greed against workers and toilers. Does not this similarity alone prove that all toilers of the world, regardless of their religion, nationality, race etc., must wage a common struggle against capitalist exploiters?
We know that it is not earthquakes, floods etc. but capitalism that kills. So let us all together heighten the struggle to kill capitalism, and strengthen the international unity and solidarity of the working class.
Long live class solidarity!
Down with capitalism!
UID-DER (Association of International Workers’ Solidarity)


İranlı Sınıf Kardeşlerimize: Acılarımız da, Düşmanımız da Ortak!

İranlı sınıf kardeşlerimiz,
Yaşadığınız büyük depremin yarattığı felaketin acısını sizlerle birlikte bizler de yüreğimizde hissediyoruz. Kapitalizme kurban verilen yüzlerce ölü ve binlerce yaralı içimizi acıtıyor. Tüm İranlı emekçi kardeşlerimize başsağlığı ve geçmiş olsun dileklerimizi iletiyoruz.
Biliyoruz ki, doğal afet denilen olayların bunca can kaybına neden olmasının baş sorumlusu kapitalist sömürü sistemidir. Onun dizginlerini elinde tutan burjuva siyasetçiler ve kapitalist mülk sahipleri bu felaketlerin yarattığı yıkım ve can kayıplarının doğrudan sorumlusudurlar. Ve yine biliyoruz ki, bu sömürü düzeni yıkılıp, işçi ve emekçilerin, yani toplumun ezici çoğunluğunun çıkarlarını temel alan, bizzat onlar tarafından idare edilen bir toplumsal düzen kurulmadıkça, bu acıların da, kapitalizme kurban verilmesinin de sonu gelmeyecek.
Ölen yüzlerce insanın çoğunluğunun tam da yoksullar için yapıldığı söylenen toplu konutlarda ve kamu binalarında olduğunu duyduk. Bu bizi hiç mi hiç şaşırtmadı. Türkiye’deki depremlerde de aynı olguyla karşı karşıya kalmıştık. Egemenler, dinleri ve milliyetleri ne kadar farklı olsa da, işçi ve emekçiler karşısında aynı vurdumduymazlıkla, aynı açgözlülükle davranıyorlar. Yalnızca bu bile, dini, milliyeti, ırkı vb. ne olursa olsun tüm dünya emekçilerinin kapitalist sömürücülere karşı ortak mücadele yürütmesi gerektiğini kanıtlamıyor mu?
Biliyoruz ki, depremler seller vb. değil kapitalizm öldürüyor. O halde hep birlikte kapitalizmi yok etmek için mücadeleyi büyütelim, işçi sınıfının uluslararası birlik ve dayanışmasını güçlendirelim.
Yaşasın sınıf dayanışması!
Kahrolsun kapitalizm!

Uluslararası İşçi Dayanışması Derneği, UİD-DER

۱۳۹۶ آبان ۲۲, دوشنبه

با تشکیل کمیته های کمک رسانی با اثرات زلزله مقابله کنیم!!!

یکشنبه شب  21 آبانماه 1396 ساعت 21 و 48 دقیقه به وقت ایران زلزله به شدت هفت و 3 دهم در مقیاس ریشتر، بخش هایی از کردستان ایران و عراق را لرزاند و موجب خسارت های جانی و مالی فراوانی بویژه در استانهای کرمانشاه و در مناطق جنوبی کردستان عراق گردید.بنا بر اعلام رسانه ها تاکنون بیش از 400 نفر جان خود را از دست داده و نزدیک به 8 هزار نفر زخمی وبیش از 80 هزار نفر آواراه  و بی خانمان شده اند .لازم به ذکر است که خانه های مسکن مهردولت کریمه  در این زلزله بیشترین خسارت و ویرانی را به بار آوارده اند.همچنانکه درحوادث زلزله  بم ، رودبار و ورزقان هم شاهد بودیم اینبار نیز کمک رسانی های دولتی  در سطح  بسیار نازلی صورت می گیرد و آسیب دیدگان زلزله به کمک های فوری مردمی نیاز دارند. کمیته حمایت از ارمانهای شاهرخ زمانی با باز ماندگان این حادثه ناگوار ابراز همدردی نموده  و برای اسیب دیدگان آرزوی بهبودی دارد و از مردم شریف ایران استدعا دارد که از هر طریق ممکن به کمک هموطنان اسیب دیده و نیازمند خود بشتابند.
همچنین از کارگران ، معلمان و دانشجویان و نیروهای پیشرو می خواهیم :
توجه کنند ، زمینه های همبستگی طبقاتی از توجه صادقانه و کمک های صمیمانه در جهت رفع نیازهای روزمره مردم ریشه گرفته و اعتبار توده ای کسب می کنند، یک بار دیگر غافلگیر شدیم! اما برای آینده باید بفکر برنامه ریزی و سازماندهی مردمی توسط تشکل ها و تشکیلات های کارگری و معلمان و فعالین انقلابی، سازمانهای سیاسی و انقلابی برای کمک رسانی به موقع در مقابل بلایا باشیم. تشکل ها و فعالین کارگران ، معلمان ، زحمتکشان و نیروهای انقلابی در هنگام وقوع زلزله یا بلایای دیگر باید با سازماندهی جوانان هرمحله ای در کمیته های کمک رسانی و بر قراری ارتباط اصولی بین کمیته های فوق ، مردم را در مورد مشخص متناسب با شرایط مشخص سازماندهی کنند، این وظیفه فوری و اصولی هر نیروی انقلابی است که با استفاده از تمامی ظرفیت مردمی به کمک هم نوع و هم طبقه های خود بپردازد و از این طریق به همبستگی طبقاتی و انقلابی بیشتر دست بیابد.


کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی

22آبان 1396

۱۳۹۶ آبان ۲۱, یکشنبه

چرا محمود صلحی را دستگیر می کنند ؟

جواب را شاهرخ زمانی قبل از کشتنش داد.  علت اساسی در اینجاست که طبقه کارگر ایران به چنان رشدی از لحاظ کمی و کیفی رسیده است که به گفته مارکس گور کن نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی شده است.  از این طبقه کسانی بر خاسته اند که با آگاهی کامل به اساسی ترین اصول علم رهائی طبقه کارگر ،با آگاهی به  تاریخ جبش کارگری ایران و اوضاع کنونی  جهان بعنوان مدافع کل مردم ستمدیده ایران در صحنه مبارزه سیاسی شرکت دارند.آنها به نقش تاریخ ساز طبقه کارگر در ایران واقفند ، خود را فرزندان خلاف این طبقه می دانند و بدور از شنا در برکه ها و بازی در جام جهان نمای قدرت های بزرگ همچون احزاب سیاسی که دل به کمک آمریکا واسرائیل بسته اند، به قدرت لایزال طبقه خود ایمان دارند و با نه گفتن به  هر دو جبهه – رژیم چنج آمریکائی و آشتی ملی سرمایه داری داخل از بدیل کارگری دفاع می کنند.در زیر دریای پرغروش جنبش عظیم ملیونی طبقه کارگر غوغائی بر پاست. دیگر دوران تاریخی نوینی آغاز شده است . پیشروان طبقه کارگر آگاهند ، استوار از مشی عمومی مستقل از ارتجاع داخلی و آمپریالیسم جهانی  دفاع می کنند.آنها در عین حال در موضع راستین طبقه قرار گرفته و روی شعار – چارهی رنجبران وحدت و تشکیلات است پا فشاری می کنند. وحدت طلبند و برای انقلابی به سود اکثریت عظیم مردم مبارزه می کنند.

محمود صالحی درست این مشی  سیاسی جنبش راستین کارگری را در مراسم خاکسپاری  رفیق همرزمش محمد جراحی به هراس از مرگ ودستگیری بیان کرد.  هراس رژیم نه از دارودسته های داخلی خودشان هست ونه از کاسه لیسان دور شیرینی رژیم چنج، آنها هراسان از چهره های پا در عمل کارگریست چون شاهرخ زمانی ، کورش بخشند ،رضا شهابی و  محمود صالحی  است.

پیش بسوی تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر
جمع قدم اول

٢٠١٧/١١/٣

۱۳۹۶ آبان ۱۸, پنجشنبه

رفیق نسرین رمضان علی برای اثبات ادعای کذب حزب اش اشک می ریزد!!!

رفیق نسرین رمضان علی برای اثبات ادعای کذب حزب اش اشک می ریزد!!!

مقدمه : ( با توجه به اینکه کمونیست ها هرگز به توده ها دروغ نمی گویند!!!)
ما برای احساسات رقیق ، رفیق رمضان علی احترام می گذاریم، اما با تاسف می گوییم، که ایشان از احساس انسانی و رقیق و لطیف برای پنهان کردن موارد کذب استفاده میکند؟ اشک های نسرین رمضان علی برای حزب کمونیست کارگری آگاهانه مصرف داخل، حزبی دارد. حزب کمونیست کارگری یک ادعای کذب کرده است ، حال برای اثبات ادعای کذب خود هر روز موارد کذب جدیدی به خورد اعضا ، هواداران و فعالین کارگری می دهند.  در آینده نزدیک به کذب بودن ادعا های بیشتر این حزب و لیدر و افراد مهم این حزب در رابطه با رفیق محمد جراحی با تکیه بر اسناد خواهیم پرداخت، در این نوشته نقدا" به برخی قسمت های از سخنرانی رفیق نسرین رمضان علی می پردازیم.
پس از مرگ محمد جراحی حزب" کمونیست کارگری"  فرصت طلبانه ، ادعا کرد محمد جراحی کادر این حزب بود، از این طریق می خواستند اعتبار مبارزاتی محمد جراحی را تصاحب کرده فرصت جدیدی برای تبلیغات  فرقه ای و تحمیل رویکرد لیبرالی در رهبری مبارزات را با قالب کردن رهبری فردی به جای رهبری سازمانی  بدست آورند.
( در این رابطه هجمه تبلیغات بی پایه و اساس خود را با نان قرض دادن به دیگر فعالین پیش می برند  به عنوان اینکه فلانی و فلانی ... نیز رهبر کارگری هستند حتی به فعالین مخالف خود نیز باج رهبری می دهند تا بتوانند افراد مورد نظر خود را به عنوان رهبر کارگری قالب کنند این طریقه عمل و اندیشه از ان سنت های لیبرالی این حزب است که از تئوری لیبرالی چهره شدن و  چهره سازی ریشه می گیرد. ما بار ها اعلام کردیم شاهرخ و محمد رهبر کارگری نبودند و هیچ کدام از این دو هیچ وقت ادعای رهبری کارگری را نداشتند ، رهبران کارگری باید شاخصه های داشته باشند، که تعداد کمی از فعالین موجود در جنبش کارگری شاخصه های فوق را دارند، ضمن اینکه انقلابیون و کمونیست ها هیچ وقت رهبری فردی را قبول و تبلیغ نمی کنند بلکه کمونیست ها و انقلابیون به رهبری سازمانی اعتقاد داشته و دارند.عمده اختلاف ما با احزاب لیبرالی و سوسیال دمکرات از جمله حزب کمونیست کارگری در این نقطه نهفته است.)
 با توجه به روندی که طی سه الی چهار ماه قبل از فوت محمد توسط اکیپ های مختلف از جمله اکیپ  (م . ک) پیش برده بودند،  فکر نمی کردند کسی در مقابل این ادعای کذب حزب اعتراض کند ، وقتی ما همراه تعداد دیگری از رفقا اعتراض کردیم، مسئولین این حزب دستپاچه شده فیلمی را مونتاژ کردند که از محتوای آن در موقع تهیه ناامید شده بودند، علی رغم تهیه دهها فیلم تحت شرایط ظالمانه و شکنجه گرانه علیه محمد نتوانسته بودند چیزی که می خواستند از محمد جراحی بدست بیاورند و برای همین چندان روی این فیلم که حدود 25 روز قبل از مرگ محمد تهیه شده بود حساب نمی کردند، این فیلم را کنار گذاشته بودند چون از نتیجه و محتوای آن راضی نبودند اما وقتی نا چار به استفاده شدند از روابط داخلی خود خواستند فیلم را هر چه زودتر ارسال کنند، تا تنور داغ است مثلا" جوابی به نقد ما داده باشند، اما روابط داخلی، آن را بدون ادیت بایگانی کرده بودند در نتیجه با عجله خواستند بفرستند ولی حجم فیلم بیش از سه گیگا بایت بود، باید جچم آن را کم می کردند تا بتوانند ارسال کنند و برای ادیت اصولی آن، ابزار ، متخصص و زمان نداشتند، در تاریخ 15 مهر یعنی دو روز بعد از فوت محمد فیلم فوق را به شکل آماتوری به حجم 76 مگا بایت رساندند و از طریق عوامل  م . ک ( در المان زندگی می کند و روند اذیت و آزار محمد را هدایت می کرد) ارسال کردند. آنگاه، آنها با قطع و وصل کردن بخش های از فیلم و با قصه سرای های خانم دانشفر به فکر خودشان سند ارایه کردند. حتی در همان فیلم ساختگی نیزکه تحت فشار از محمد جراحی گرفتند، محمد هرگز نگفته که عضو این حزب است ،.بعد از پخش این فیلم نه تنها مشکل ادعا های کذب  این حزب حل نشد بلکه دهها سوال به سوال قبلی اضافه شد.و بعد از ان سران این حزب برای توجیه و فریب حداقل اعضا و هواداران خود دست به تولید ده ها ادعای کذب و مانور های جدید زدند، تا جایی که اقدام به صدور قرار در پلنوم 47 کردند ( این حزب آنقدر تنزل کرده است که اعتبار پلنوم و قرار پلنوم خود را برای پاک کردن اثرات یک ادعای کذب هزینه می کند) و لیدر حزب ناچار شد سخنرانی های ضد و نقیضی در دو پلنوم ( 45 و 47) ارایه کند  رفیق حمید تقوایی در اختتامیه پلنوم 45 می گوید " ...این ورژن کمونیست باید بیاید تا که  من بتونم هر چه می خواهم بگویم و بنویسم ... فقط یه حزب که اگر بر سر قدرت بیاید من هر چه بنویسم می گیه آزادی ... به اسم می گویند حزب کمونیست کارگری اگر بیاید ..." (  https://www.youtube.com/watch?v=GiHZHfgxtLY  )اما همین رفیق در پلنوم 47 همه آزادی خواهی نمایشی خود را فراموش کرده و هنوز به حکومت نرسیده  در قرار حزبی در پلنوم  و دفاع از خود به عنوان تنها کاندیدای لیدری اعتراض کنندگان به ادعای کذب حزب اش را شارلاتان قلمداد می نماید (  https://www.youtube.com/watch?v=S8XAcYfGKb4  ) ،آیا این دو گونه گویی رفیق حمید تقوای صد در صد مشابه گفته و عمل خمینی نیست ؟ که قبل از رسیدن به قدرت گفت همه آزادند حتی مارکسیست ها حرفشان را بگویند اما بعد از کسب قدرت هر کسی حرف زد به قتل رساند، ما فعلا" شانس آوردیم که رفیق تقوایی هنوز به قدرت نرسیده است، به جای کشتن ما فعلا" ما را متهم به  شارلاتان بودن می کند. (به نقد تناقض گویی های لیدر این حزب در پلنوم 47 و 45 و اثبات اینکه شارلاتان کیست ؟ بزودی خواهیم پرداخت.) مورد دیگری که به صورت مختصر لازم به بیان است اینکه رفیق تقوایی در سخنرانی خود می گوید ما در این پلنوم قرار صادر کردیم که به جنگ تابوی برویم که مانع تحزب پذیری کارگران می شود ( نقل به مضمون است) جواب ما در این رابطه به رفیق تقوایی اینکه رفیق عزیز بهتر است از لاک خود خارج شده به جای زیاده گویی کمی هم به مطالعه بپردازید ما به شما و تمامی اعضای حزبتان توصیه می کنیم نشریات ما را که 12 سال قبل منتشر کردیم ( انقلاب سرخ و همبستگی کارگری ) را که اکنون در اینترنت هستند مطالعه کنید، خواهید دید که ما 12 سال قبل به جنگ این تابو رفتیم به نوشته های رفیق شاهرخ، رفیق حیدر و رفیق اشرفی  مراجعه کنید خواهید دید که قبل از شما به مبارزه با این تابو  پرداخته اند، به فعالیت های جمع قدم اول و کمیته حمایت نگاه کنید سالها قبل از شما به این نتیجه رسیده اند که باید با این تابو مبارزه کردو البته وجود احزابی مانند حزب شما باعث تحزب گریزی کارگران و باز تولید این تابو می شوند این مورد را باید با نقد از خودتان شروع کنید، ما می دانیم شما برای پوشش دادن ادعای کذب خودتان در رابطه با محمد جراحی این موارد را بیان می کنید در واقع اراده مبارزه با تابو فوق در حزب شما وجود ندارد برای اینکه عملکرد تا کنونی حزب شما نه تنها کارگران را برای تحزب یابی جذب نکرده بلکه صد ها عضو خودتان را با عملکرد فرقه ای خانه نشین کردید شما اگر خیلی راست می گوید از خانه نشین کردن اعضای خودتان به خاطر حفظ ریاست صرف نظر کنید، در این رابطه نیزما "شارلاتانها" بعدا" صحبت خواهیم کرد و اسنادی نشان خواهیم داد، تا معلوم شود شارلاتان کیست؟ این مقدمه برای این است که آقایان و خانم ها حمید تقوایی ، آسنگران، دانشفر ، محسن ابراهیمی ، صابر و ... بداند ما به موقع نوشته ها و گفته های آنها را رو به جنبش نقد خواهیم کرد، بدانند،؛ ما اعتقاد داریم باید به کسانی که دچار اشتباه یا انحراف می شوند، فرصت داد تا اشتباه خود را جبران کنند و بهتر است تذکر داده شود، اما وقتی کسانی به تذکر توجه نکردند و آگاهانه  ادعای کذب و حرکت های ضد کارگری را ادامه دادند باید مهلت داد تا بیشتر حرف بزنند تا بر مبنای مصداق شعری که " پسته تو خالی چون دهان باز کند رسوا شود" کار ها پیش برود. بنا براین آنها هنوز زمان دارند حرف بزنند و گاف های بیشتری بدهند. در این نوشته نوبت نقد برخی از گفته های رفیق رمضان علی است. با توجه به اینکه طبق اسناد ارایه شده توسط خانم دانشفر که اگر به فرض محال بپذیریم، داستان سرای های خانم دانشفر درست باشد، محمد از 13 شهریور تا 13 مهر( یعنی فقط یک ماه) عضوحزب کمونیست کارگری شده بود ، حال خانم رمضان علی داستان جدیدی سر داده است.
خانم رمضان علی در سخنرانی که به مناسبت گرامی داشت محمد جراحی در کلن آلمان که به احتمال بسیار، هدایت کننده شکنجه علیه محمد جراحی یعنی م. ک نیز حضور داشته ، ( این شخص بیشتر از بقیه از کذب بودن ادعای حزب اطلاع داشت اما ایشان نیز به خانم رمضان علی آگاهی نمی دهد که بیش از این آبروی خود و حزب را با ادعا های بی پایه و اساس نبرد و اجازه می دهد همرزم اش این چنین خود را به با طلاق پرت کند)، خانم رمضان علی  می گوید :
1 –با محمد جراحی از سال 2005  از طریق یاهو مسنجر ارتباط داشت، ما می گویم کسانی که محمد جراحی را می شناسند می دانند که او هرگز حتی تا زمان مرگش آدرس ایمیل نداشت و یا با یاهو مسنجر یا اینترنت کار نمی کرد.و ...
2- باز ایشان می گوید اولین بار در سال 1386 دستگیر شد و تقریبا" چند ماهی در زندان بود و خودش خبر داد و عکس اش پخش شد .
 ما می گوییم این دستگیری محمد اولین بار نبود و در این دستگیری محمد تنها چهار روز بازداشت بود و تنها پرونده ای برای او ساختند و با قرار وثیقه آزاد شد و چون محل کارش عسلویه بود به عسلویه رفت ، همچنین عکس محمد جراحی نه در 86 و نه در 87 توزیع نشد بلکه برای اولین بار عکسی که در این لینک (http://chzamani.blogspot.ca/2011/07/4.html) قرار دارد در تاریخ 10/ 4/ 1390 توزیع گردید و تا آزادی محمد در تاریخ  19/5/1395 تنها عکسی از محمد جراحی است که در شبکه های اجتماعی و عمومی وجود دارد. همچنین بیان این موضوع مفید است که بدانیم چون ارتباط ما با هسته جنبش دمکراتیک کارگری در تبریز جهت حفظ امنیت رفقا تنها از طریق رفیق شاهرخ زمانی بر قرار بود و بعد از دستگیری او در 17 /3/1390 هیچ کس جز خانواده ها از دستگیری همرزمان شاهرخ  و از جمله از دستگیری محمد جراحی اطلاع به شکل عمومی نداشتند تا اینکه رفقا توانستند ارتباط امنی بر قرار کنند و این موضوع 23 روز طول کشید و بعد از این است که بیانیه شماره 4 کمیته حمایت از شاهرخ زمانی به تاریخ 10 / 4 /1390 زندانی بودن محمد جراحی را که همراه شاهرخ دستگیر شده بود اعلام کرد. اگر به بیانیه ها و اطلاعیه های تشکل ها و احزاب و سازمانها که در مورد دستگیری شاهرخ اعلام حمایت و دفاع کردند دقت کنید خواهید دید که همه انها تنها از شاهرخ اسم می برند چون هیچ کدام قبل از صدور بیانیه شماره چهار کمیته حمایت از شاهرخ زمانی از دستگیری بقیه خبر نداشتند ، این یک مورد نشان می دهد اگر خانم رمضان علی و دیگر اعضای حزبش ادعای ارتباط داشتن شان با محمد کذب نبود و اگر با محمد کوچک ترین ارتباطی داشتند باید طی 23 روز از تاریخ دستگیری محمد و شاهرخ تا صدور بیانیه شماره چهار در تاریخ 10/4/1390 زندانی بودن محمد جراحی را اعلام می کردند.
3- ایشان می گوید محمد در سال 2006 اقدام به ساختن سندیکای نقاشان تبریز کرد و به هیمن خاطر دستگیر و زندانی شد. ما می گوییم محمد هر گز برای ساختن سندیکای نقاشان تبریز اقدام نکرد و هنوز هم در تبریز سندیکای نقاشان وجود ندارد. و با اتهام ساختن سندیکای نقاشان در تبریز او را دستگیر نکردند، بلکه رفقای ما شاهرخ و محمد و ... از طروق مختلف نشریاتی  مانند(  انقلاب سرخ ، همبستگی کارگری، بذر ، خاک ، اتحاد کارگری ، اخبار کارگری و ...) را به آدرس قهوه خانه ای در تبریز برای محمد می فرستادند و او در تبریز و شهر های اطراف، آنها را توزیع می کرد (  http://komitedmj.blogspot.ca/  ) و زمانی که پلیس بسته نشریات کمیته پیگیری ( اتحاد کارگری و اخبار کارگری) را در قهوه خانه فوق کشف کرد محمد را دستگیر کردند. پرونده ساختند و تنها چهار روز باز داشت بود . ( تا آن زمان حتی اعضای کمیته پیگیری به جز دو نفر از فعالیت محمد جراحی اطلاع نداشتند بعد از این ماجرا محمد به عضویت کمیته پیگیری دعوت شد. این مورد نیز نشان می دهد ادعای خانم رمضان علی که با محمد از سال 2005 ارتباط داشت کذب محض است. هم چنین محمد در برخی از مصاحبه هایش از فعالیت های خود حرف می زند از انجمن سلامت آذربایجان و کمیته های مربوط به آن و کمیته پیگیری و همچنین از هیت باز گشایی سندیکای نقاشان تهران و حضور در جلسات هیت موسس سندیکای شرکت واحد سخن می گوید ، ولی هیچ وقت از سندیکای نقاشان تبریز حرف نزده است، اما ما احتمال می دهیم خانم رمضان علی نادانسته و بدون مطالعه و تحقیق فکر کرده است چون محمد اهل تبریز بود و از سندیکای نقاشان حرف زده بنا براین بدون تحقیق و بدون اگاهی و بدون گوش کردن به مصاحبه های او از سندیکای نقاشان تبریز سخن گفته که مثلا" خودش را در رابطه با محمد فرد مطلعی نشان بدهد که متاسفانه از روی بی ربطی و نا اگاهی به کاهدون زده است. حال چگونه می تواند چنین گافی را پاک کند ؟ احتمالا" بر مبنای سنت حزبش چند مورد کذب دیگری ارایه خواهد کرد.
4- خانم رمضان علی می گوید در سال 1387 محمد مجددا" دستگیر و زندانی شد و این بار هم مدتی در زندان بود و با وثیقه آزاد شد . ضمن اینکه ایشان و بقیه دوستانش هیچ وقت دقیق نمی گویند محمد هر بار برای چه و به چه اتهامی دستگیر شده بود.
ما می گویم محمد وقتی در عسلویه بود او را به خاطر پرونده ای که به دلیل کشف نشریات کمیته پیگیری ساخته بودند غیابا" در دادگاه محاکمه کردند و چهار ماه حکم صادر کردند و وقتی محمد از عسلویه به تبریز برای مرخصی امده بود محمد را دستگیر کردند ولی وکیل او( برنامه ریزی برای وکیل توسط شاهرخ انجام می گرفت) توانست به دادگاه ثابت کند که دادگاه احضاریه ها را به محمد نرسانده بود بنا براین محمد تبرئه شد و این روند یک  ماه طول کشید و در این دستگیری محمد یک ماه زندانی بود و چون تبرئه شد او را بدون وثیقه آزاد کردند بنابراین  گفته ای خانم رمضان علی که او را با وثیقه آزاد کردند نشانه بی اطلاعی و بی ربطی ایشان به موضوع محمد است. این ماجرا را وکیل او می تواند دقیق تر توضیح بدهد. ما این موارد را توضیح می دهیم تا فعالین کارگر بدانند این حزب و اعضای مرکزی آن از هر چه می گویند بی اطلاع هستند بنا براین  مجبور می شوند ادعای کذب ارایه کنند.
وقتی اعضای مهم  یک حزب اینقدر بی پایه و بی اساس و کذب سخن می گویند معلوم می شود که ادعای آنها از بیخ و  بن بی اساس است. اما چرا این افراد از خود نمی پرسند چرا این همه خود را دچار مشکل می کنند؟ واقعا" چه چیزی بدست می آورند؟ و اعضای دیگر و هواداران این حزب چگونه از این افراد نمی پرسند چقدر می خواهید فریب کاری کنید و ادعا های کذب را ادامه بدهید؟
یکی دیگر از خطا های عمدی اعضای مهم از جمله لیدر، آسنگران ، صابر ، دانشفر و ...  حزب فوق اینکه می گویند اعتراض کنندگان به ادعای کذب حزب کمونیست کارگری ضد حزب و ضد تحزب یابی هستند و مستقل از حزب کمونیست بودن را برای کارگران یک حسن می دانند ، هر کسی نوشته ها و صحبت های رفقای ما ( شاهرخ زمانی ، حیدر عمو اوغلی و ... ) را خوانده و شنیده باشند خوب می دانند که ما نه تنها ضد حزب و ضد تحزب یابی کارگران نیستیم بلکه اعتقاد داریم حزب طبقه کارگر وجود ندارد و باید ساخته شود، و تا زمانی که حزب انقلابی طبقه کارگر ساخته نشود طبقه کارگر نمی تواند یک طبقه مستقل و طبقه ای برای خود باشد بنا براین بدون حزب انقلابی طبقه کارگر داشتن استقلال ماهیتا" طبقاتی برای کارگران و تشکل های کارگری تحلیل و باور غلط است و بدون وجود چنین حزبی نه تنها تمامی کارگران و تشکل های کارگری بلکه حتی احزاب سیاسی چپ نیز نمی توانند از جهت ماهیت مبارزات طبقاتی مستقل از تسلط تئوریک ، ایدولوژیک و پراتیک مورد تایید و مورد نظر سرمایه داری که سازمان یافته مسلط برنبرد طبقاتی است، باشند. تنها در بهترین حالت استقلال شکلی را می توانند حفظ نمایند، جالب است بدانیم تطهیر وابستگی مالی و یا دریافت کمک مالی از نهاد های سرمایه داری با این توجیه که پول حلال و حرام ندارد دقیقا" نشان از عدم استقلال تئوریک ، ایدولوژیک و پراتیک است. که به دلیل عدم وجود حزب واقعی طبقه کارگر  وضعیت احزاب موجود که هر کدام به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به جناحی از سرمایه داری جهانی و یا به جناحی از سرمایه داری داخلی وابسته بوده و توان کسب استقلال طبقاتی ندارند، از این جهت است که حزب کمونیست کارگری ماهیتا" یک حزب سوسیال دمکرات  است. این مورد نیز یکی دیگر از نشانه های عدم وجود حزب انقلابی طبقه کارگر است. ما از خوانندگان می خواهیم برای دریافت دقیق گفته ما به متن (  موضع ما در مقابل انواع سرمایه داری، جنگ افروزان و انحرافات مدافعانش،  ) که در تاریخ  30 مرداد 1396 تهیه شده است و رفیق محمد جراحی نیز این موضع گیری را امضا کرده است در آدرس زیر مطالعه نمایند(  http://www.azadi-b.com/J/2017/10/post_409.html  ). باز لازم به توضیح است  قصد ما ساختن حزبی مانند حزب کمونیست کارگری که یک کلوپ سوسیال دمکراتیک است و طی مدت عمر خود ثابت کرده است به درد سازماندهی طبقه کارگر و هدایت انقلاب نمی خورد، و هر روز راست تر و راست تر می شود، نیست.
حال سوال دیگر اینکه آیا سران حزب کمونیست کارگری مانند رفیق حمید تقوایی از نظرات ، نوشته ها و گفته های ما خبر ندارند؟ و انها را نخوانده اند و نشنیده اند؟ که این چنین به ما اتهام ضد تحزب یابی وارد می کنند؟ یا خبر دارند و خوانده و شنیده اند بلکه برای رها کردن یقه خود از پاسخگویی، خود را به  کوچه علی چپ می زنند؟ اگر خبر ندارند ولی این چنین با یقین حرف می زنند چنین افراد هرگز قابل اعتماد و انقلابی نیستند و اگر خبر دارند و  گفته ها و نوشته های ما را وارونه جلوه می دهند خطای شان عمدی است که ضد کارگری محسوب می شود. ما می گوییم همه انها خبر دارند حداقل نوشته های شاهرخ و حیدر و ... را خوانده ، یا شنیده اند بنا براین این افراد برای پنهان کردن خطا و انحراف خود به تحریف نظرات ما و اقدام به ادعای کذب می کنند. مارکس در این رابطه گفته جالبی دارد : " شرم احساس انقلابی ست" چرا رهبران این حزب از این همه ادعای کذب شرم نمی کنند؟ جالب است اعضای این حزب که می دانند بسیاری از گفته های خانم رمضان علی کذب هستند به او تذکر نمی دهند و به شعور شنودگان به شکل سازمانی اهانت می کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه کنید.
 فریده جعفری ، بهرام دبیری، البرز ولی زاده
10 آبان 1396
1 - لینک سخنرانی خانم نسرین رمضان علی
2- لینک بیانیه رفقا در جهت تکذیب ادعای کذب حزب کمونیست کارگری
3- لینک نقد و رد گفته های حمید تقوایی
4- لینک تجزیه و تحلیل و نقد فیلم و مصاحبه ساختگی حزب کمونیست کارگری و نقد داستان سرای شهلا دانشفر
5- لینک بیانیه صادر شده توسط "کمیته دفاع از محمد جراحی" در رابطه با دستگیری او در تاریخ 2 / تیر ماه /  1387 و لینک های از کمیته حمایت از شاهرخ زمانی که در مورد دستگیری های محمد در سالهای 86 و 87 توضیح داده اند در زیر است
6- لینک های متن " موضع ما در مقابل انواع سرمایه داری، جنگ افروزان و انحرافات مدافعانش،"
http://chzamani.blogspot.ca/2017/10/blog-post_15.html


۱۳۹۶ آبان ۱۵, دوشنبه

در جهت بزرگ داشت رفیق کوروش بخشنده ( نادر)

یاد «كورش بخشنده» راگرامیمی‌داریم
رفیق عزیز ما همیشه به یادت هستیم وبا قدرت راه وآرمانهای انسانی ات را متحدانه ادامه خواهیم داد.






فروپاشی در راه است

رییس کمیسیون اجتماعی مجلس: همه صندوق های بازنشستگی ورشکسته اند
نائب رئیس هیات مدیره تامین اجتماعی: می خواهند با انجام توصیه صندوق بین المللی پول بیمه ها را خصوصی کنند
برای بازنشستگان، معلمان، کارگران و گروههای کم درآمد رویکرد به سوی بیمه های خصوصی هیچ معنای دیگری جز کنار آمدن با ورشکستگی صندوق ها و غارت سپرده هایشان ندارد.

اردوی کار: با استعفای محمود اسلامیان،مدیرعامل صندوق بازنشستگی که اکنون خبرهای پشت پرده حاکی از آن است که نتیجه مشاجره وی با ربیعی به دنبال کلید خوردن طرح استیضای ربیعی در مجلس بوده، مشکلات صندوق های بازنشستگی، پیامدها و راهکارهای آن بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است.

عبدالرضا عزیزی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس امروز دوشنبه 15 آبان با اعلام این که «همه صندوق های بیمه ورشکسته هستند» در انتقاد از نحوه مدیریت صندوق ها گفت: «هم‌اکنون سوال اینجاست، تعدد صندوق‌های بیمه که همه هم ورشکسته هستند، چه فایده‌ای دارد، و در این شرایط، تنها سازمان تامین اجتماعی تا حدودی از وضعیت بهتری برخوردار بوده، که اگر مورد حمایت قرار نگیرد و دولت بدهی خود به این سازمان را پرداخت نکند، به طور قطع ورشکسته خواهد شد.»

عزیزی که نماینده مجلس از شیروان است به احتمال ورشکستگی دولت اشاره کرد و گفت:« اگر تمهیدات جدی برای بهبود وضعیت صندوق‌های بیمه‌ای اندیشیده نشود، عاملی در جهت ورشکستگی دولت می‌شود، کما اینکه در سال 1985 صندوق‌های بیمه‌ای شوروی سابق ورشکسته شدند و پنج سال بعد هم دولت این کشور ورشکسته شد.»

عزیزی راهکار را تجمیع صندوق ها دانست و گفت: «ما سالیان سال است که فریاد می‌زنیم، به داد صندوق‌های بیمه‌ای برسید، اما برخی افراد که در سمت مدیر عامل این بیمه‌ها ذینفع هستند، تمایل ندارند که این صندوق‌ها تجمیع شوند و از این طریق منافع ملی را فدای منافع شخصی خود می‌کنند.»

عزیزی توضیح نمی دهد که تجمیع صندوق های ورشکسته به خودی خود چگونه جلوی ورشکستگی آنها را سد می کند.

در مقابل از سخنان علی حیدری، نائب رئیس هیات مدیره تامین اجتماعی در ایلنا مورخ دوشنبه 15 آبان چنین برمی آید که وی یکی از دلایل بحران صندوق های بازنشستگی را اجرای کامل توصیه های بانک جهانی و صندوق بین الملی پول می داند که در واقع خصوصی سازی بیمه ها را برای حذف تعهدات اجتماعی دولت ها مطرح می کنند.

حیدری فهرستی از دلایل فنی و حقوقی و کارکردی ردیف می کند تا بحران «صندوقهای بازنشستگی غالباً دولتی و دو جانبه (کارمند – دولت) را توضیح دهد ولی مهم ترین فقره تحلیلی این است که دولت نه تنها بدهی خود به بیمه ها را نپرداخته که از بیمه ها به عنوان قلک دارایی های ذخیره در مواقع بحران پول بیرون کشیده است.

 حیدری با اشاره به بدهی دولت به تامین اجتماعی گفته: «هم اکنون این سازمان دهها هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است و حتی اگر دولت 10% بدهی های سنواتی و یا یک چهارم از حق بیمه جاری خود را به این سازمان بپردازد  بحران نقدینگی آن حل می شود.»

اما دولت با تلاش برای خصوصی سازی صندوق ها به دنبال خلاص شدن از تعهدات اجتماعی خود در نظام بیمه است و براین اساس به گفته حیدری بحران را «بزرگ نمایی» می کند تا سهمش را که نسبت به کل بودجه 3 درصد است 10 درصد و بیشتر نشان دهد. حیدری گفته:«اگر کل بودجه کشور را در نظر بگیریم، میزان کمک دولت به این صندوقها کمتر از 3 درصد می شود ولی عده ای با تقسیم این کمکها بر بودجه عمومی این درصد را به 10 و بیشتر افزایش می دهند و آنرا بزرگنمایی می کنند.»

خلاصه و فشرده این که: صندوق ها ورشکسته اند. دولت ها به جای پرداخت بدهی های خود صندوق ها را غارت کرده و منابع آن از سوی مشترکا از سوی سپاه، دستگاه ولایت و مدیران و مسئولان نظام به یغما رفته است. حالا هم با خصوصی کردن بیمه ها براساس توصیه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، قصد دارند پایه های نظام بیمه جامع و همگانی را بکلی نابود کنند.

مشروح سخنان رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس:

مشروح سخنان علی حیدری، نائب رئیس هیات مدیره تامین اجتماعی:


برای بازنشستگان، معلمان، کارگران و گروههای کم درآمد رویکرد به سوی بیمه های خصوصی هیچ معنای دیگری جز کنار آمدن با ورشکستگی صندوق ها و غارت سپرده هایشان ندارد.

فراخوان تجمع از طرف بازنشستگان کیان تایر

بازنشستگان کیان تایر نتوانسته اند بعد از گذشت سالها ، سنوات خود را دریافت کنند
 بازنشستگان شرکت کیان تایر ،از سال 91 تاکنون نتوانسته اند سنوات خود را بطور کامل دریافت کنند و طی این سالها حق سنوات خود را بصورت اقساط،ماهیانه 500 هزارتومان دریافت کرده اند و این شکل پرداخت نیز مرتب و منظم نبوده و هر بار به دلایلی کارفرما چندین ماه ازپرداخت تعهدات خود سرباز زده است
به همین دلایل کارگران بازنشسته کیان تایر در روز چهارشنبه ۱۷/ ۸/ ۹۶ در مقابل وزارت صنایع دست به تجمع اعتراض خواهند زد
لازم به ذکر است کارگران کیان تایر سالهاست برای خواسته ها و مطالبات خود با کارفرمای شرکت در کشمکش هستند و بارها برای حقوق خود اعتصاب، تجمع و درگیری داشتند  واکنون این کشمش در دوران بازنشستگی آنان نیز ادامه دارد
طی خبرهای رسیده ،کارگران بازنشسته در هفته گذشته نیز در مقابل شرکت کیان تایرتجمع نمودند و تا کنون به تمامی مراجع قانونی (از جمله اداره کارو بخشداری، فرمانداری، تامین اجتماعی، نیروی انتظامی، دادسرای منطقه و ...)مراجعه کردند
اما با هماهنگی این ادارات با کارفرمای مربوطه، هیچ گره ایی از مشکل کارگران بازنشسته تا کنون باز نشده است و‌انها را در راهروری پر پیچ و خم بورکراسی می چرخانند و از اصل موضوع یعنی تسویه کامل سنوات بازنشستگان شانه خالی می کنند و با سوئ استفاده از عدم پرداخت همین اقساط ماهیانه و به تبع تجمع بازنشستگان برای حق خود، از صندوق حمایت از صنایع وام های کلان اخاذی می کنند

کارگران متذکر شدند که اینگونه پرداخت سنواتشان (اگر بموقع و مرتب و ماهیانه پرداخت شود) برای تسویه کامل آن ،نیاز به طی سالهای زیادی میباشد
کارگران بازنشسته شرکت کیان تایر که چندین سال است از این اوضاع به ستوه آمدند و عدم پرداخت کامل حق سنواتشان بعد از سالها برایشان تحمل ناپذیر شده است، برای پیگیری حقوق و مطالبه خود قصد دارند در روز چهارشنبه ۱۷/ ۸/ ۹۶ در مقابل وزارت صنایع تجمع اعتراضی بزنند تا خواست و مطالبه خود را با فریاد رساتری به گوش مسئولین برسانند

15 آبان 96

بررسی تحلیلی اوضاع ایران و منطقه و جهان در ده روز گذشته. بخش یک

منابع خبری: در سایت آزادی بیان‌ که روزنۀ پُرباری به چندین رسانۀ فعالی چون رادیو تلویزیون برابری و... می‌باشد، یک مایۀ ویژه از علی اشرف درویشیان مخصوصاً به یاری مجید دارابیگی و ناصر زرافشان  گرفته ایم، برنامه‌های روزانۀ میهن تی وی با همت قابل توجه سعید بهبهانی و یارانش، اخبار شامگاهی صدای آمریکا، دیدگاه تی وی، پنجرۀ گفتگو سخنان رامین کامران و کورش عرفانی. بی بی سی. فیس بوک


 کانون اصلی این بررسی ما. دو محور اصلی دارد

یک - با وجود نارضایتی وسیع مردم، وضع وخیم اقتصادی و تحریم ها چرا جمهوری اسلامی نمی افتد؟

دو - رشد و گسترش مبارزه و اتحاد پایینی ها، و رشد دیپلماسی شاخدار و عملیات جنگی بالاییها.

در کلیت این بخش بررسی این چند ویژگی را نیز ملاحظه خواهید کرد 1 - آغاز شعارهای سرنگونی طلبانه و ضد خامنه ایِ از جانب مالباختگان. 2 - عصارۀ قدردانی فرهیختگان انقلاب مشروطیت نسبت به لنین و انقلاب کارگری، که جهت نقد و خنثی کردن سمپاشی های اندیشمندان میهن پرست و سکولار دمکراتی مثل رامین کامران، کورش عرفانی، بهرام مشیری و مخصوصاً ایرج مصداقی ضروری دیدیم. 3 - عصاره ای از نوابع و دانشمندان سوسیالیست

یک - باوجود نارضایتی وسیع مردم، وضع وخیم اقتصادی و تحریم های آمریکا چرا رژیم نمی افتد؟

هم‌اکنون در وضعیت فعلی جامعه و جهان، سه نیرو برای سرنگونی جمهوری اسلامی فعالند. یک - آمریکا اسرائیل عربستان با حامیان سلطنت طلب و مجاهدش. دو - سکولار دمکرات ها یا ملی‌گرایان یا میهن پرستان ایران آبادی. سه - سوسیالیست ها. اختلاف‌ها و اشتراک شان عبارتند از. برای اولی تحریمهای کمر شکن جامعه و مردم مهم نیست بلکه آنها به فکر رژیمی وابسته به غرب یا ایران تکه پاره اند. برای دومی حکومت سکولار دمکرات یا سوسیال دمکراتیک (بورژوازی ملی ناکام مانده از مشروطیت) با حفظ یگانگی بطوری که حتی هیچ کُرد و ترک و بلوچ و غیره حق استقلال و جدایی نداشته باشند، و مالکیت خصوصی و مناسبات سرمایه محترم باشد تا به خیالشان تبعض را به حداقل برسانند. برای نیروی سوم اما لغو مالکیت خصوصی و لغو استثمار و واژگونی کل مناسبات سرمایه داری و برقراری دولت کارگری و سوسیالیست اساسی است، و هر ملتی که مصر باشد کاملا آزادانه برای ماندن یا استقلال و جدایی تصمیم می گیرد.

فرامرز دادرس کارشناسی امنیتی می‌گویند برای انداختن هر رژیمی سه عامل ضروریه. نارضایتی عمومی، شرایط بد اقتصادی و توطئۀ بیگانه یا دشمن خارجی، اما می‌بینیم که جمهوری اسلامی هنوز سرجایش است. به دقیقه 55 و 30 ثانیه تا دقیقۀ 60 و ادامۀ مطالب ایشان در لینک زیر رجوع کنید.

با توجه به اینکه ایشان در سخنان هفتگی، برای رساندن نکتۀ اصلی شان از سبک زیبای ذره پردازی مجموعه جویانه بهره می‌گیرند و مثل رمان نویسان به ریزترین مسائل پیرامونی نور انداخته و پیش می روند، همچنین با توجه به اینکه موضوع طرح شدۀ ایشان از دید ما نیز در مقطع کنونی جامعه بسیار حائز اهمیت می باشد، لذا ضمن قبول عنصر دوم ایشان یعنی وضع بد (خیلی وخیم) اقتصادی، اما روی دو عنصر اول و آخرشان که نارضایتی عمومی و توطئۀ بیگانه یا دشمن خارجی بود، تأمل دقیقتر و نقدی داریم

نخست از دید ما به مجموعه عوامل نگهدارندۀ رژیم نگاه می کنیم و سپس به نقد و نظر می‌پردازیم

 یک - وضع بسیار وخیم اقتصادی. 2 - نارضایتی عمومی. 3 - دوراندیشی و عمق اندیشی تودۀ مردم در مقایسه با انقلاب 57، که اینبار با تحمل سختی‌های شدید و جانفرسا، به افق ها و نیافتادن به سرنوشت عراق و سوریه و لیبی می‌اندیشند. 4 - مردم به قدرت ویرانگری رژیم آخوندیِ تا دندان مسلح عمیقاً پی برده اند مثل نابودی محیط زیست از جمله خشکاندن دریاچۀ ارومیه و تالاب ها و آلودگی هوا و آب اهواز وقطع جنگل ها و نسل کشی دهۀ 60 از بارزترین نشانه‌ ها میباشند و بنابراین با تأمل و عمیق و همه جانبه می نگرند. 5 - با جمعبندی هرچند عامیانه اما واقعبینانه از شکست انقلاب بی رهبر و بی برنامۀ 57، مراقب هستند که اینبار بی گدار به آب نزنند. 6 - با وجود تجربۀ بسیار زهراگین «اوباما اوباما با مایی یا با اینا» ضمن اینکه عمیقاً مراقب دروغ ها و دیپلماسی پوسیده و فاشیسم ترامپ میباشند اما با تیزبینی سیاسی و تاریخی، پتانسیل توازن قوای جهانی و منطقه را در رابطه با جمهوری اسلامی درک می کنند و خوب می سنجند. 7 - با شروع سیاست جدید آمریکا و تشخیص شکاف بالایی های (پنج بعلاوۀ یک)، می‌بینیم که با چه سرعت و قوت و همبستگی های سراسری شونده، شاداب و پُرشتاب و شبانه‌ روز علیه رژیم می جنگند. 8 -اکثریت قابل توجه اندیشمندان اپوزیسیون، فیلسوفانی اند که جهان را تفسیر می‌کنند و نه تغییر انقلابی.

 اکنون شرایط جامعه برای قیام و انقلاب آماده است یعنی وارد دورۀ اعتلای انقلابی شده است اما هنوز همبستگی طبقاتی و ابزارهای مبارزاتی طبقه کارگر در شکل حزب انقلابی طبقه کارگر و تشکل های سراسری اش تحقق نیافته اند که بتوانند اعتراضات را در بستر و روند رو به قیام و انقلاب رهبری کنند.

با توجه به آخرین عامل ذکر شده که اکثریت اندیشمندان اپوزیسیون، مثل فیلسوفان وصف کنندۀ جهان عمل می‌کنند و وضع موجود را صرفاً توصیف می‌کنند و نه تغییر انقلابی جامعه، لذا با چنین پراتیکی نه تنها در خدمت ماندگاری جمهوری اسلامی دخیل می‌گردند بلکه برای ماندگار شدن کل نظام سرمایه و مناسباتی که طبقه خودشان به آن وابسته است خدمت می کنند.

 بنظرما نگرش فرامرز دادرس و اندیشمندان همردیف شان که متأسفانه در اپوزیسیون اکثریت می‌باشند، دو ایراد اساسی دارد.  باور نداشتن به مبارزۀ طبقاتی کار و سرمایه  و انقلاب دگرگون کنندۀ وضع موجود.
و ما هر دو ایراد را در بخش دوم بررسی نقد می کنیم.
----------------------------------------------------------------------------------------------

دو - رشد و گسترش اتحاد و مبارزۀ پایینی ها درقبال گندیدگی دیپلماسی و عملیات جنگی بالاییها

در جامعۀ ایران رادیکالتر شدن اعتراضات کارگری، معلمی، دانشجویی، مالباختگان و بازنشستگان که راه پیمایی را به خیابان کشانده و شعارهای سرنگونی طلبی می‌دهند - سید علی حیا کن، حکومت رو رها کن - مرگ براین دولت مردم فریب - مفتخوری دولت، توهین به شان ملت - عامل فقر ملت، این دولت بی‌غیرت - ننگ ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما - نه حکم داریم نه حاکم، دزدند خود محاکم - عُرضۀ کار ندارید، پست رو کنار بذارید - بجنگ تا بجنگیم، بعلاوۀ کشتن سه آخوند در شیراز و تهران و لنگرود در 24 ساعت را در یک کفه، و در کفۀ دیگر نیز دستگیری محمود صالحی بعد از دیالیز در پیش خانواده، احضار علی رضا ثقفی، کشیدن سیم خاردار به دور پاسارگاد بعلاوۀ حرف هادی غفاری که مردم گرسنه‌ اند و دین باوری شان به اسلام فرو ریخته، سخن لاریجانی که کسری بوجه بسیار بزرگی داریم، سخن عسگر اولادی که واردات از روسیه 4 برابر صادرات شده، و سخن خامنه ای که پوتین مرد حرف و عمل است، و شلیک موشک روسی از ایران خطاب به اسرائیل و آمریکا، همه نشانگر اثرات رشد جنگ طبقاتی کار و سرمایه بود.

به همان درجه که استثمار و سرکوب لجام گسیختۀ علیه کارگران و زحمتکشان عدو شود سبب خیر شده و به مبارزات جامعه علیه رژیم وسعت می بخشد، متقابلا رشد و گسترش مبارزات جامعه نیز حاکمان را با نشانه‌های عمیقتری به جان هم انداخته بطوری که در این لینک دو دقیقه ای به عیانترین شکلش دعواها را می بینیم. اعلام جرم چندین میلیارد دلاری به احمدی نژاد نیز که دُردانۀ سپاه و رهبر بوده بعلاوۀ حصر خانگی خاتمی، الفرار برخی مسئولین، و به گردن هم انداختن ریشه‌های بحران ها همه در این مجموعه اند.
https://www.facebook.com/thunder.heart.33/videos/10214159424915969/

 در منطقه نیز چند نشانه از گندیدگی دیپلماسی و میلیتاریستی جدید را میبینیم. 1 - آواره شدن 180 هزار مردم کرکوک. 2 - استعفا و تسلیم بارزانی به دولت مرکزی. 3 -توجیهات منزجر کنندۀ کمونیست هایی که در این دام افتادند. 4 - قاسم سلیمانی گفت 10000 شهید ما در عراق و سوریه لازمۀ اسلام بود و به 20000 شهید دیگر نیز نیازمندیم. 5 - ناتانیاهو گفت که جای داعش را حزب الله و ایران گرفت. 6 - اقدام‌ مجدد آمریکا و اسرائیل به تشکیل جبهۀ عربی علیه رژیم. 7 - چندین حملۀ موشکی حوثی های یمن علیه ع خانۀ خدا که بعضا خنثی می شد و ترامپ میگفت که فقط ما چنین ضد موشکی به جهان صادر می‌کنیم. 8 - بنابه قدرت نمایی ولیعهد عربستان کودتا شد و 11 تن از شاهزادگان میلیاردر قبلی و فعلی و مقامات بلند پایه زندانی شدند، و فرمانده هان گارد ملی و نیروی دریایی و وزیر دفاع نیز برکنار شدند. 9 - عملیات انتحاری داعش و طالبان به ساختمان دیپلمات ها در 500 متری سفارت آمریکا در افغانستان با هشت کشته. 10 – افتادن هلی کوپتر آمریکا با سرباز کشته و پنج زخمی توسط داعش، همه از مهمترین مسائل منطقه بودند.

در آمریکا دعوای بالایی ها بسیار شاخدار شده که رئیس ناتو جنگ با کرۀ شمالی را خطرناک خواند (جنگ با ایران اوکی است) و مجلس سنا نیز دست دولت ترامپ را در شروع و گستردگی جنگ می‌بندد اما وزیر جنگ می‌گوید که شروع جنگ هیچوقت خبر نمی‌کند و وزیر خارجه هم تکمیل می کند که جنگ را نمی‌توان از نظر جغرافیایی به یک قاره محدود کرد. ترامپ در پایگاه نظامی آمریکای ژاپن گفت هیچ رژیمی نباید عزم و ارادۀ نظامی آمریکا را دست کم بگیرد وگرنه مثل گذشته ها ضرر می بیند. وزارت دفاع آمریکا در نامه‌ای به کنگره گفت تنها یک راه برای آگاهی از وسعت زرادخانۀ اتمی کره شمالی است آنهم حملۀ زمینی برای نابود کردن مخفی گاه اتمی شان. در حالی که هواپیماهای بمب افکن آمریکا نزدیک کرۀ شمالی مانور می دادند ناتانیاهو در انگلیس در جشن تاریخی اسرائیل برای اقدام‌ نظامی علیه ایران اثر گذارد. و همگی برای آماده کردن اذهان مردم آمریکا و نظرسنجی برای ریختن بمب و باروت به جامعۀ ایران فعال شدند. این در حالی است که جدیدترین نظرسنجی آمریکا نشان داده که محبوبیت ترامپ به 37 درصد کاهش یافته و نیمی از مردم بخاطر نبعیض نژادی و نیم دیگر بخاطر زن ستیزی از او بریده اند. در چنین وضع اسفباری از یکطرف ترامپ از هزار سند ترور علنی شدۀ کندی هنوز به دستور سیا 300 موردش را امنیتی خواند، و از طرفی نویسندۀ نیویورک تایمز در کتابش از طرح ترور یا حذف ترامپ توسط داعش و القاعدۀ (توطئۀ جمهوری خواهان) سخن گفته. اوباما قانون منع سربازی دگرباشان را سال گذشته رسمی کرده بود، و ترامپ در سالروزش آنرا ملغا نمود و دادگاه نیز با فشار پایینی ها مثل سه قانون مهاجرت آن را خنثی کرد. ترامپ مشاور امور خارجه را که شخصیتی بسیار متعالی خوانده بوده، با رو شدن نقشش در ماجرای دخالت روسیه، فرد بسیار دروغگویی خواند و گفت که دیروز یک کارمند یاغی تیوتر مرا 11 دقیقه غیر فعال کرد. نه تنها فاصلۀ زمانی نزدیک بین ترور 59  کشته و 500 زخمی لاس وگاسی با ترور 8 کشته و ده‌ زخمی نیویورکی بسیار قابل تأمل است بلکه تمامی نیات و اقدام‌ها و تناقضات شاخدار بالا، همگی از وخامت اوضاع و خطرات فاشیسزم و استیصال ساختاری نظام سرمایه می گویند.

در سطح جهان نیز زندانی شدن 8 تن از رهبران کاتالونیا و پناهنده شدن لیدر و 4 تن دیگر به بلژیک که گفته‌اند به جرم آشوبگری و ارتداد و اختلاس 30 سال زندان دارند، بحران اسپانیا به اروپا کشانده شد و هزاران مردم طرفدار استقلال که طرفداران گروه باسک نیز در بین شان بودند در زیر باران شدید به خیابان آمدند. بیش از 2000 مردم ایتالیا علیه قانون حمایت از مهاجرین به خیابان آمدند. وزیر دفاع انگلیس با افشا شدن عمل 15 سال پیش خود که دستش را روی زانوی زنی گذارده بود استعفا داد، اما خود این خانم آن را یک بهانۀ رذیلانه تعبیر کرد! انگلیس و فرانسه فعلاً به جبهۀ ترامپ پیوسته و اتحادیه های کارگری فرانسه هم فراخوان اعتصاب سراسری دادند. از مردم کرکوک 180 هزار نفر آواره شدند. تصویۀ خونین کشور خانم آنسان سوچی خانم عروس نوبل، آوارگان را از 400 به 600 هزار ارتقا داد. سازمان ملل گفت که حداکثر توان ما حمایت از یک دهم 13 میلیون آوارۀ سوری است و بقیه در خطر مهاجرت به اروپا می باشند. مرد شماره دو اپوزیسیون ونزوئلا به شیلی پناهنده شد و مکزیک و برزیل و کانادا محکوم کردند.
   -------------------------------------------------------------------------------------



 ناصر احمدی و رفیق دیگر -  2017.11.05

۱۳۹۶ آبان ۴, پنجشنبه

نابود باد جنگ افروزان، بر قرار باد استقلال ملتها

نظام سرمایه داری بر اثر رشد بحرانهای ساختاری خود به بن بست بی باز گشت رسیده است، اکنون یک بار دیگر به دو اردوی عمده جهانی تقسیم شده برای نجات از بحران فوق نیاز به تقسیم جهان با شکل متفاوت از قبلی ها دارد.
طبقه کارگر بر اثر صد سال سرکوب همه جانبه و نا توانی انقلابیون در یافتن راه حل جدید متشکل شدن و مقابله با سرکوبهای سیستماتیک، سازمان یافتگی خود را در کسوت طبقه ای برای خود از دست داده است .
موش کور بی وقفه مشغول نقب زدن است .
سرمایه و خط تولید به عکس سده های قبل که از غارت آسیا، افریقا و امریکا انباشت اولیه را کسب کرده و در غرب متمرکز شده بود اکنون از غرب به آسیا در حال انتقال است .
نبرد دائما" جاری طبقاتی بی وقفه تمامی پارامتر های گفته شده و دخیل در زندگی بشری را تحت تاثیر قرار می دهد. اما به خاطر نبود هژمونی طبقه کارگر سازمان یافته بر زندگی اجتماعی بشریت به شکل آلترناتیو طبقاتی-انقلابی در مقابل ستم سرمایه داری انواع نیروهای ارتجاعی از ناسیونالیست های ملی گرفته تا ناسیونالیسم عربی و مذهبی در قالب امت اسلامی تا بنیاد گرایی و انواع تروریسم  امکان عرض اندام یافته و پرچم دار دروغین مبارزه در میدان نبرد شده اند.
در چنین شرایطی بلوکی از سرمایه داری جهانی برای جلو گیری از انتقال سرمایه ، خط تولید از غرب به شرق و به دنبال ان انتقال قدرت اقتصادی ، نظامی و سیاسی و چپاول و غارت بیشتر، جنگ های موجود در خاور میانه را افزایش داده و منطقه را به مرکز تنش و جنگ های مداوم مستقیم و نیابتی تبدیل کرده است و در این جهت از تمامی بازیگران  و ظرفیت های تنش زا در منطقه بخصوص از حکومت ها و نیروهای ناسیونالیستی و ارتجاعی برای پیش برد مقاصد خود با بهانه های مختلف از جمله مورد سو استفاده قرار دادن حقوق بر حق ملت ها برای حق تعیین سر نوشت پیش می برد. در چنین شرایط است که با سو استفاده از مطالبه به حق مردم اقلیم کردستان عراق توسط عوامل عشریه ای ، بورژوازی ناپیگیر و ناسیونالیسم ،که بخشی ازآن دائما" همراه جمهوری اسلامی بوده و بخش دیگر ان در خدمت اردوغان و عربستان بوده و علیه  کانتون های کوبانی و ... فعالیت می کرده ملت کرد را در مقابل عمل انجام شده گذاشته و جنگ را به انها تحمیل می کند.
ما اعلام می کنیم ضمن اینکه حق تعیین سرنوشت ، حق اجتناب ناپذیر تمامی ملتها و خلق های منطقه و جهان و ملت کرد است ، در همین حال اعلام می داریم چنین حقی با رهبری عشریه ای، نیروهای ارتجاعی و ناسیونالیستی و بورژوازی نا پیگیر هرگز ممکن نخواهد شد نباید اجازه داد با فریبکاری این نیروها مردم کردستان گوشت دم توپ طرح جدید تقسیم جهان توسط سرمایه داری شود. برای کسب حق تعیین سرنوشت برای همه ای ملت ها بخصوص مردم کردستان تنها یک الترناتیو خواهد بود ، اینکه طبقه کارگر در کشور ها و منطقه به چنان سازمان یافتگی دست پیدا کند که سرمایه داری در هر قالبی از ترس قدرت طبقاتی کارگران مجبور به رعایت حقوق ملت ها شود. در سایه چنین پشتیبانی مردم کردستان بی دغدغه به حق تعیین سرنوشت خود دست خواهند یافت. بنا براین وظیفه عاجل کارگران و زحمتکشان و حتی فعالین و مبارزان صادق و انقلابی  ملت های مختلف ولو برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت خود موظف و مجبورند اول در جهت دست یابی به همبستگی طبقاتی کارگران تلاش و کمک و هم پیمانی کنند. تجربیات تاریخی را نباید فراموش کنیم اگر حکومت کارگری در شوروی نبود هرگز فنلاند به استقلال دست نمی یافت ، باید از خود بپرسیم اکنون کدام قدرت در مقابل دولت های جنایت کار سرمایه داری منطقه  نقش حکومت کارگری شوروی  را که در استقلال فنلاند بازی کرد برای اقلیم کردستان بازی خواهد کرد آیا چنین حکومت انقلابی وجود دارد؟ اگر وجود دارد چرا فلسطین ، کردستان ترکیه ، کردستان  ایران و کردستان عراق و ...  بیش از 80 سال است مبارزه می کنند ولی به استقلال دست نیافته اند ؟
ما اعلام می داریم با هر گونه جنگ افروزی ، جنگ علیه مطالبات ملت کرد و با تمامی جناح های جنگ طلب جهانی ، منطقه ای و داخلی  مخالف هستیم و در این راستا به اعتراضات روز جمعه 27 اکتبر که از ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر در تورنتو چهار راه یانگ  دانداس برگزار میشود، شرکت خواهیم کرد، و فریاد خواهیم کرد
" جنایت کاران، از کردستان عراق خارج شوید"
در این راستا از تمامی کارگران ، زحمتکشان می خواهیم در این اعتراض شرکت کنند و در هر نقطه ای از جهان می توانند اعتراضاتی را سازماندهی نمایند.

حق تعیین سرنوشت ، حق انکار ناپذیر تمامی ملتها و خلق هاست.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
سرنگون باد سرمایه داری
زنده باد سوسیالیسم
کمیته حمایت از آرمانهای شاهرخ زمانی
25  اکتبر 2017

۱۳۹۶ آبان ۳, چهارشنبه

نکاتى در بارۀ حزب انقلابى

هر بحثی بر سر قدرت لاجرم پای سازماندهی را به میان می‏کشد. از سوی طبقۀ حاکمه تا جایی که تاریخ به یاد دارد این دولت است که نیروی اصلی حفظ مناسبات موجود بوده است، عاملی که کماکان علی‏رغم دگرگونی‏ها و تحولات اجتماعی بزرگ اهمیت خود را حفظ کرده است. اما در سوی نیروی فرودست و مبارز عامل این سازماندهی در طول تاریخ متفاوت بوده است: از گروه‏های توطئه‏گر و شورشی تا حزب انقلابی. در دورۀ سرمایه‏داری مهمترین عاملی که توانسته در تمامی تجارب موفق خویش، دولت سرمایه‏داری را به چالش بکشد همین عامل اخیر، یعنی حزب انقلابی، بوده است. اما به میزانی که سرمایه‏داری متأخر رو به سازماندهی قدرتمندانه‏تر و جهانی‏تر کرده، نیروی‏های انقلابی نه تنها از ایجاد بین‏المللی مؤثر پاپس کشیده‏اند بلکه حتی اغلب شکل حزبى را نیز وانهاده‏اند و خودِ ایدۀ سازماندهی را نیز گه‏گاه کنار گذاشته‏اند. اما حاصل چه بوده است؟ در حالی که حزب انقلابی که بزرگترین دستاورد نیروی پراکنده اما شورشی علیه وضع موجود بود چندین انقلاب بزرگ و مهمترین اقدامات برآشوبندۀ تاریخ سرمایه‏داری را رقم زده است، فقدان سازماندهی در بهترین حالت به جنبش‏هایی بی‏دوام و موسمی انجامیده که نه فقط سرمایه‏داری که اغلب از به چالش کشیدن یک خط‏مشی سیاسی حکومت‏های انتخاباتی نیز درمانده است. لذا، ما در ادامه، چه به گواه ادبیات گسترده و غنی پشتیبان بایستگی حزب انقلابی و چه به شهادت تجارب معاصر تاریخی، در راستای دفاع از اجتناب‏ناپذیری حزب انقلابی و نقش بی‏بدیل آن در هر کنش انقلابی، در مواردی چند نکاتی را برای تبیین وضعیت کنونی سرمایه‏داری، جایگاه حزب انقلابی و الزامات آن خاطرنشان و مؤکد می‏سازیم.

١. بی‏تردید، اینک در دوران سرمايه‏دارى جهانى به‏سر مى بريم. نه فقط بدين معنا که مناسبات سرمايه‏دارى در اغلب قريب به اتفاق کشورهاى دنيا به مناسبات حاکم تبديل شده‏اند، بلکه همچنین با عطف توجه به جهانى‏شدن اين مناسبات و تسلط‏شان بر کل اقتصاد جهانى. کارتل‏هاى بين المللى حاکم بر اقتصاد جهانى براى حراست از اين مناسبات نهادهاى بين المللى يک «قدرت سايه امپرياليستى» را تشکيل داده‏اند که به نحو روزافزونى، حتی، دولت‏هاى کشورهاى سرمايه‏دارى را نیز تحت کنترل خود گرفته‏اند.
٢. در مقابل، استراتژى انقلاب سوسياليستى نيز امروزه هر چه بيشتر جهانى شده است. نه فقط بدين معنا که تنها راه رهايى بشريت در اکثر قريب به اتفاق کشورهاى دنيا انقلاب کارگران و زحمتکشان، خلع يد از استثمارگران و آغاز گذار به سوسياليزم است، بلکه این‏که بدون گسترش چنين انقلابى در سطح جهانى امکان موفقيت آن، با توجه به شکل‏گیری و اوج‏گیری بین‏الملل قدرتمند سرمایه، در هر کشورى به تنهايى نيز هر چه کمتر شده است.
٣. در چنین مبارزۀ ناگزیری برای رهایی بشریت و نجات از بدیل در حال عروج و سلطۀ مطلق بربریت محض سرمایه، کماکان هیچ عامل و ابزاری شناخته نشده است که بهتر و برتر از حزب انقلابی طبقۀ کارگر باشد. سازمانی که در عین وقوف به تمامی مشکلات، همان ظرفی است که باید با پالایش آلودگی‏های آن، به یاری تجارب مبارزات دو قرن اخیر، محتوای رهایی‏بخش مبارزۀ جدی، بی‏امان و پیگیر انقلابی در آن شکل گیرد. این حزب همان سازمانی است که پرولتاریای انقلابی را در مقابل نظامی جهانی و با قدرت سازماندهی فوق تصور، از حداقلی از توان متمرکز و مؤثر برخوردار می‏سازد. 
٤. حزب انقلابى طبقه کارگر متشکل از آن بخش آگاه از طبقه است که به ضرورت استراتژى انقلاب سوسياليستى پى برده است و براى آماده ساختن کل طبقه و تحقق اين استراتژى تلاش مى‏کند. چنين حزبى در دوران ما از همان ابتدا فقط بخشى است از حزب انقلاب جهانى و اولين وظيفه انترناسيوناليستى کمونيست‏ها تلاش مشترک براى تدوين چنين استراتژى مشترکى است. حزب انقلابی طبقۀ کارگر با هدف رهایی از سلطۀ گرایشات و ایدئولوژی بورژوایی در صفوف طبقه کارگر و نیز در تلاش برای کسب رهبری مبارزات سایر عناصر تحت ستم در جامعه در زمانۀ فعلیت انقلاب و در جهت مداخلۀ آگاهانه در فرایند انقلابی شکل می‏گیرد. قطعاً شکل‏گیری حزب انقلابی طبقۀ کارگر برآیند مبارزه و پراتیک لایۀ پیشگام طبقۀ کارگر است و نه حاصل تصمیم‏گیری و اقدام نخبه‏گرایانه و تصنعی روشنفکران رادیکال و ناراضی.
٥. حزب انقلابى طبقه کارگر تشکيلاتى ايدئولوژيک و عقيدتى نيست بلکه نهادى است سياسى که براساس وحدت برنامه‏اى تشکيل مى‏شود. بنابراين تدوين و تصويب مشترک اين برنامۀ انقلابى از سوی مبارزان کمونيست همانا مسير اصلى تدارک  حزب انقلابى است. اين برنامه بايد متکى باشد بر تحليل مشخص از استراتژى انقلابى در هر کشور مشخص. بدين ترتيب اولين قدم جدى ما بايد بر اساس بحث و توافق پيرامون خطوط کلى اين استراتژى سازمان يابد.
٦. تدوين استراتژى انقلابى و برنامۀ انقلابى منتج از آن بدون تئورى انقلابى غيرممکن است. هر چند بسيارى از کمونيست‏ها اين تئورى انقلابى را «مارکسيزم» مى‏دانند، اما حزب انقلابى طبقۀ کارگر نه تفسيرخاصى از خود اين تئورى بلکه نتايج برنامه‏اى آن را پايۀ وحدت حزبى قرار مى‏دهد؛ زیرا امروزه هيچ مرجع، مرکز و سند مورد توافقى در جهان براى پذيرش يکى از اين تفاسير وجود ندارد. ورود به چنین مباحثی در ساحت تئوریک، گرچه مهم و ضروری است، اما در امر تشکیل حزب انقلابی و تدوین برنامۀ آن، به جای ایجاد انسجام و کارایی در برنامه صرفاً به تشتت و هرز رفتن نیروهای انقلابی خواهد انجامید.
٧. برنامۀ حزبى براساس تجربۀ عملى مبارزاتى کادرهاى حزبى در جنبش کارگرى سنجيده مى‏شود و بر اساس اصل «سانتراليزم دموکراتيک» در تشکيلات حزبى تغيير و تکامل مى‏يابد. بدين ترتيب خود امر تدوين اوليۀ اين برنامه و آماده‏سازى شرايط براى تشکيل حزب نيز بايد یک  امر عمومى طبقاتى تلقى شود و پيشگامان طبقۀ کارگر بايد از همان ابتدا در امر تدوين آن دخيل باشند.
٨. حلقۀ رابط بين وضعيت فعلى و مرحلۀ آمادگى شرايط براى تشکيل حزب همانا اقدامات و مبارزات مشترک فعالان کمونيست و پيشگامان کارگرى است. چنین وساطتی، به‏رغم برخی مشکلات تاریخی ـ سیاسی آن، امری است ناگزیر که در صورت وقف توجه به ارزش‏های دموکراتیک و پرهیز مستمر از جانشین‏گرایی می‏تواند بستر و زمینه‏های ظهور و شکل‏گیری حزب انقلابی را فراهم سازد.
٩. در همین راستا باید توجه داشت که سیطره آوار ادبیات استالینیستی در حوزه‏های مختلف فکری و مبارزاتی  و تلاش ایدئولوگ‏های بورژوایی برای هم‏ارز قرار دادن درک لنینی از حزب انقلابی طبقۀ کارگر با انحراف بوروکراتیک ضد ـ انقلاب استالینی، بازخوانی جدی و انتقادی این مفهوم را به ضرورتی جدی و اساسی بدل می‏کند، آنچه امروزه به نام حزب لنینی آماج حمله برخی جریانات رادیکال خرده‏بورژوایی قرار گرفته، اندک قرابتی با سنتی ندارد که مبارزۀ انقلابی را با «پیکار بر سر دموکراسی» یکی می‏داند.
١٠. با توجه به این مباحث، مهمترين مسئلۀ طبقۀ کارگر ايران فقدان جنبشى سراسرى است که طبقه بتواند قدرت طبقاتى خود را به نمايش بگذارد. بنابراين عملى‏ترين اقدام مشترک همۀ کسانى که به ضرورت حزب انقلابى پى برده‏اند تلاش در راه سازماندهى اين جنبش سراسرى است. درک رابطه بين وظايف امروزه و اهداف جنبش کارگرى بسترى است که به شکل‏گيرى مباحثات پيرامون برنامۀ انقلابى کمک خواهد کرد.
١١. بحث تاکنون بر سر تفسیر نام‏ها، القاب و یادبودهای احزاب انقلابی بوده است، مسئله اما تغییر راستین جهان، واقعیت و وضعیت نظم توحش‏بار حاکم است.

جمعى از فعالين کمونيست

مهر ١٣٩٦ 

۱۳۹۶ آبان ۲, سه‌شنبه

بیاد محمد جراحی / مرگ سفید با رویاهای سیاه

علی مبارکی _نماینده سابق سندیکای پروژه ای آبادان وحومه

رژیم جنایتکار وغارتگر جمهوری اسلامی ایران نزدیک به چهل سال پیش مزورانه با فریبکاری ، وعده و وعیدهای تو خالی ، شعارهای بی پایه و اساس از قدرت طبقه کارگر ایران سوء استفاد کرده و به قدرت رسید. البته در طول تاریخ این اولین سوء استفاده سرمایه داری از کارگران نبوده و نیست و تا موقعی که آگاهی و تشکل طبقاتی راهنمای این قدرت نباشد ،همچنان ادامه دارد !اما برای طبقه کارگر ایران خاطره تلخ این سالها یک تجربه عینی از آموزشهای بزرگانی همچون کارل مارکس ،فردریش انگلس و… میباشد که ما آنان را نادیده گرفته بودیم .شباهت ها را ببنید،
“و وقتى چند روز بعد دولت موقت قول و قرارهایش را به فراموشى سپرد و بنظر میرسید که پرولتاریا را مدّ نظر ندارد، جمعیتى متشکل از ٢٠ هزار کارگر در مقابل ساختمان شهردارى با این فریاد تظاهرات کردند: کار را سازمان بدهید! یک وزارتخانه مخصوص کار ایجاد کنید! با اکراه و در پى بحث و جدلى طولانى، دولت موقت یک کمیسیون ویژه دائمى تعیین کرد که وظیفه‌اش یافتن راه حلهایى براى بهبود وضع طبقات زحمتکش بود! این کمیسیون متشکل از نمایندگان سازمانهاى محلى اصناف متخصص پاریس بود ریاستش را لوئى بلان و آلبر به عهده داشتند. قصر لوکزامبورگ بعنوان محل جلسات کمیسیون تعیین شد. به این ترتیب نمایندگان طبقه کارگر از مقر دولت موقت به جایى دیگر تبعید شدند و بخش بورژوایى‌اش قدرت واقعى دولتى و زمام امور ادارى را بطور اختصاصى در دست گرفت؛ و در کنار وزارت مالیه، تجارت و خدمات عمومى، در کنار بانک‌ و بورس، کنیسه‌اى سوسیالیستى بر پا شد که خاخام‌هایش لوئى بلان و آلبر، موظف بودند ارض موعود را کشف کنند، عهد جدید را موعظه کنند، و براى پرولتاریاى پاریس کار بیابند. بر خلاف همه قدرتهاى دنیوى دیگر، آنها نه بودجه‌اى در اختیارشان بود و نه قدرت اجرائیه‌اى. قرار بود ستونهاى جامعه بورژوایى را با کوبیدن کله‌هایشان به آنها در هم بشکنند. در حالى که اینها در لوکزامبورگ سرگرم جستجوى اکسیر اعظم بودند، آنها در ساختمان شهردارى مسکوکات رایج را ضرب میکردند”(کارل مارکس مبارزات طبقاتى در فرانسه).
رژیم پلید ایران نیز از فردای قدرت گرفتنش سراغ تشکلهای نوپای کارگران رفت وسرکوب را ازاولین تظاهرات بزرگ وسراسری اول مه سال ۱۳۵۸ روز جهانی کارگران در آبادان و تهران آغاز نمود، سپس با آگاهی کامل حسین کمالی ،علیرضا محجوب، علی ربیعی وسهیلا جلودارزاده را مامور مصادره خانه کارگر نمود و بعد از بدست گرفتن خانه کارگر از کارگران آگاه وانقلابی ، شوراهای اسلامی کار را در تقابل با شورای انقلابی کارکنان نفت در پالایشگاه ها وبعد در صنایع کلیدی سریعا ایجاد وگسترش داد.
هجوم مغول وار به دانشگاها و کشتار بیرحمانه دانشجویان بنام انقلاب فرهنگی به سردمداری عبدالکریم سروش – محمد جواد باهنر با هدف جلوگیری از رشد وآگاهی دانشجویان و متلاشی نمودن تشکلات دانشجویی چپ و برابری خواه با هدف اسلامی و منفعل نمودن دانشگاها ،آغاز نمود ،بطوریکه بعد از یکسال از بقدرت رسیدن رژیم دانشگاها تعطیل شد( متاسفانه آمار دقیقی از جانباختگان دانشجویی آنزمان بعلت گسترده گی تهاجم در دست نیست ).
سرکوب وحشیانه و کشتار بیرحمانه خلق عرب در خوزستان و خلق کرد در کردستان و … نشان از این داشت که رژیم جدید در ددمنشی و تجاوز گری نه تنها از رژیم سلطنتی دست کمی ندارد بلکه بنوعی فاشیستی تر نیز عمل میکند.
در جنگ ارتجاعی دو حکومت خون ریز ایران و عراق بنظر من، پیروز میدان حکومت اسلامی ایران بود، که توانست به کمک متحدان خود در کشورهای سرمایه داری به اهداف غارت گرانه خود ومتحدانش دستیابد .(در حالیکه حکومت فاشیستی بعث عراق مانند حکومت غارتگر محمد رضا پهلوی قربانی برنامه ریزی های دراز مدت سرمایه داران جهانی شد)سرکوب وحشیانه تشکلات سیاسی وانقلابی آنزمان اولین دستاورد بزرگ برای حاکمیت جهت به سکوت کشانیدن جامعه و مردم معترض ایران بود، جغد شوم دستگیری ،ترور ،زندان ،شکنجه های وحشیانه ،تجاوز به زندانیان و اعدامهای دسته جمعی بالای سر تمامی کارگران و زحمتکشان ،معلمان ،دانشجویان ،زنان و هر معترض به این و حشی گری و آزادی کشی و بی عدالتی در پرواز بود ،نفس ها در سینه باید حبس میشد ،رسانه های منتقد و افشا گر باید از صحنه سیاست ایران محو و بی خبری حاکم میشد زیرا غارتگری شروع شده بود و هیچکس و هیچ جریانی نمیباید مزاحم آن میشد .حتی اگر از فرزندان مسئولین و موسسین حکومت بوده باشد. اینکار در سال ۱۳۶۰ بشکل وحشیانه ای با شدت بیشتری ادامه یافت، بطوریکه حتی جوانان ۱۳الی ۱۸ ساله را در بر گرفت تیر باران گروهی که یک نمونه آنرا من خودم در زندان اصفهان از دوستان شنیدم اینگونه بود که آخوند احمد جنتی جنایتکار به زندان جهت بازدید از چگونگی شکنجه و به حرف آوردن زندانیان با کابل و انواع بیرحمانه ترین ضرب و شتم، مراجعه و بازجویان مزدور به او میگویند اکثر اینها حتی از گرفتن برگه بازجویی امتناع میکنند! جنتی به بازجویان میگوید، به هر یکی یک برگه بازجویی به آنها بدهید هر کدام چیزی ننوشتند همین امشب اعدام کنید و همینطور نیز شد تعداد زیادی از جوانان پرشور حتی از نوشتن نام خود امتناع نموده و همان شب به قربانگاه رفتند. و این جنایات و سرکوب وحشیانه به برکات جنگ ضد مردمی امکانپذیر شد اما آنها میدانستند که در دراز مدت نمیتوانند آنرا ادامه دهند.
رژیم با وجود اینکه میدانست مردم در سخت ترین شرایط ممکن بسر میبرند و پولهای هنگفتی بابت خرید تسلیحات نظامی از کشورهای سرمایه داری (حتا از اسراییل وامریکا و قرارداد ایران کنترا) توسط دلالان اسلحه در درون باندهای رژیم از بین رفته و تمامی صندوق های پولی و ارزی کشور مورد چپاول قرارگرفته بطوری که به قول فرماندهان و کارگزاران جنگ طلب و نادان رژیم نه پولی برای خرید اسلحه مانده بود و نه نیروی تازه نفسی آماده رفتن به قتلگاه وجود داشت ، جامعه به ماهیت ارتجاعی جنگ و رژیم ضد بشری پی برده بود. با اکراه تن به پایان جنگ داد یا به گفته جلاد بزرگ قرن خمینی : کاسه زهر را سر کشید.
اما قبل از آن هنوز کارهای نکرده زیادی در دستور کار قرار داشت مسئله زندانیان سیاسی و اینکه کم کم موعد آزادی بسیاری از آنان فرا رسیده بود ، فعالین کارگری ، نویسندگان واندیشمندان آزادیخواه و برابری طلب ، و … طبق نسخه همیشگی دستور حذف بود که باید قبل از فرو کش کردن فرهنگ اسلامی جنگ در جامعه انجام میشد.
کشتار بیرحمانه زندانیان باقیمانده از سال ۱۳۶۰ در تابستان ۱۳۶۷ با قتل عام حدود ۵۰۰۰ زندانی سیاسی بی دفاع در بی خبری و سکوت مجامع بین المللی که کنترل آنها بدست سرمایه داران جهانی است ، با فتوای خمینی و زیر نظر دولت میر حسین موسوی انجام شد و رژیم به خیال واهی به رویاهای سیاه خود دست یافته بود .
اما امیال و آرزوهای شوم حکومت اسلامی تحقق نیافته بود یک حکومت مقروض به بانکها و صندوق های داخلی (مانند تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگان ) همچنین صندوق بین المللی پول ، اینها همه باعث تورم و در نهایت یک بحران عمیق پولی و صنعتی و در نهایت یک بحران اجتماعی گردیده بود. سیاست سرکوب و فریب تنها گزینه پیش روی رژیم بود .اول با گزینه فریب بنام سازندگی شروع و در این مدت بخاطر اجرای پروژه های بدون برآورد دقیق مانند سد سازی و پروژه ای صنعتی عموما بی بازده فقط بخاطر غارت با گرفتن کمیسیونهای کلان انجام میشود (قرارداد کرنست نمونه کوچکی از آنست.) در همین دوران مصلحت حفظ رژیم با جناح به موسوم اصلاح طلب در جریان است .از طرفی جناح های مختلف رژیم که حالا حریم خود را پیدا کرده و از لباس نظامی خارج و شکل و شمایل جدید در کسوت تاجر و صاحب کارخانه در میدان کار و سرمایه ظاهر میشوند .انحصارات و سهم خواهی جناحی باعث غرغر و گاها” تیکه پرانی جناح ها به هم میشود، از طرف دیگر نیروی کار که هنوز از شوک سرکوب ها خارج نشده در تکاپوی نان و آزادی سعی میکند از موقعیت استفاده نموده و وارد یک مرحله نوین شود. زمزمه تشکلات مستقل کارگری اینجا و آنجا طی مدت زمانی کوتاه منجر به شکل گیری انجمن صنفی کارگران خباز سقز ، سندیکای شرکت واحد واتوبوس رانی تهران و حومه ، سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ، هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمانی ،انجمن کارگران فلز کار میشود.
اینجاست که رژیم با موجی از اعتراضات سازمان یافته و حق طلبانه کارگران روبرو شده و مانند هر رژیم سرمایه داری دیگر متحد و متشکل شدن کارگران را بزرگترین تهدید میداند ، در این زمان که رژیم هنوز از رسوایی برملا شدن قتل های زنجیره ای توسط عوامل مزدور خود خارج نشده و میداند که قادر به ادامه آن قتل ها نیست برنامه دیگری را در دستور کار خود قرار میدهد ،بوسیله عوامل مزدور خود در خانه کارگر جمهوری اسلامی و شوراهای اسلامی کار به تجمعات سندیکای واحد حمله نموده و رهبران آنرا مورد ضرب و شتم با چماق و چاقو قرار داده و زندانی میکنند ،در اندیمشک وضع بدتر میشود و رهبران کارگری را بازداشت نموده وبا شکنجه و تهدید آنها را وادار به استعفاء و از کار اخراج مینمایند، در سقز محمود صالحی و چند فعال کارگری دیگر را تحت غیر انسانی ترین فشارهای روحی و جسمی قرار داده و با اتهامات واهی به زندان طویل المدت محکوم میکنند. در تبریز زنده یادان شاهرخ زمانی و محمد جراحی را زندانی میکنند .مزدوران دستگاهای مختلف سرکوب و اطلاعاتی رژیم هر تشکلی که به متشکل و متحد شدن کارگران کمک کند را رصد کرده و اعضاء اصلی آنرا مانند کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلات کارگری را دستگیر و به ترتیب و در فواصل مختلف زندانی مینمایند.
اکنون سرکوب گران تمام نیروی خود را بکار میبرند تا نیروی کار متشکل نشود پرونده سازی زندان و احکام زندان تعلیقی و تعزیری که این احکام همیشه مانند یک سایه وحشت بالای سر فعالین کارگری باشد و حتی در مواردی که مجبور به مرخصی و یا آزادی موقت آنان از زندان میشود با گرفتن وثیقه های سنگین با خیال خام مانند بستن وزنه های یک تنی به پای آنان مانع از فعالیت مجدد آنان میشوند. این دوران ، دوران شکنجه و مرگ سفید فعالین کارگری ، معلمان و فعالین سیاسی توسط رژیم غارت گران اسلامی در ایران است .
شکنجه سفید تعطیلی بندهای سیاسی زندان ها میباشد که از این طریق فعالین کارگری و سیاسی همیشه در معرض تهاجم بعضی عوامل رژیم یا زندانیان نا آگاه شارژ شده توسط زندانبانان قرار داشته باشند ، از آنطرف فعالین کارگری و سیاسی در خارج از زندان اکثرا” دارای احکام زندان میباشند که بنا به مقتضیات رژیم دوباره بدون دادگاه و محکمه به زندان بازگردانده میشوند نمونه بهنام ابراهیم زاده ، رضا شهابی ،اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی و …
مرگ سفید قرار دادن زندانیان در شرایطی که زندانیان سیاسی و کارگری را بسوی مرگ سوق میدهند در حالیکه ظاهرا” قاتلی در کار نیست ! مرگ اکبر محمدی ، هدی صابر ،هاله سحابی (هر سه از فعالین موسوم به ملی مذهبی) و افشین اسانلو (برادر منصور اسانلو ) مرگ ناباورانه شاهرخ زمانی و اخیرا محمد جراحی دو تن از شجاع ترین و مظلوم ترین فعالین صادق جنبش کارگری ایران میباشد.
اکنون رژیم فکر میکند که با خیالی آسوده میتواند به این وضعیت همچنان به کشتار و سرکوب ادامه دهد در حالیکه این فقط رویاهای سیاه دزدان و چپاولگران حاکم بر ایران میباشد.
با وجودیکه اکنون نیز جان رضا شهابی و چند زندانی دیگر مانند محمد نظری و سهیل عربی در خطر است ، ولی فعالین کارگری ،سندیکای واحد ، سندیکای هفت تپه و کانون صنفی معلمان …. در داخل ایران و در خارج از ایران (اروپا ،کانادا ، امریکا ،آسیا و استرالیا) تقریبا” اکثر قریب به اتفاق فعالین کارگری ،احزاب و سازمانهای سیاسی ایرانی با جلب همبستگی بین المللی از نهادهای کارگری دنیا وبا زیر فشار قراردادن سازمانها و نهاد های سرمایه ساخته آی مانند سازمان جهانی کار، عفو بین الملل و امنستی اینترنشنال جهت فشار بر رژیم ضد کارگری ایران برای آزادی و برآورده شدن خواست زندانیان و جلو گیری از شکنجه های سفید درون زندانهای ایران تلاش میکنند.
آری به درستی مرگ شاهرخ زمانی و محمد جراحی ضایع بزرگی برای جنبش کارگری میباشد ،ما آنرا فراموش نخواهیم کرد و در پرونده قطور جنایات رژیم برای روز سرنوشت قرار خواهیم داد ، رژیم اسلامی تلاش میکند که بقیه مبارزان و پیشروان جامعه را از این طریق از سر راه خود بردارد اما این خیالی موهوم و رویای سیاهی بیش نیست .
تمامی جنایت کاران و غارت گران ثروت عظیم جامعه ایران میدانند که صاحبان اصلی آن ثروت اکنون در فقر و سیه روزی مجبور به فروش اعضاء بدن خود و حتی کودکان خود میباشند یا زنان شرافتمندی که از فرط فقر و درماندگی به تن فروشی روی آورده اند ! روزی آنان را مانند تمامی جنایت کاران تاریخ پای میز محاکمه خواهند کشاند و آنان تاوان تمامی این ظلم و جنایت را خواهند پرداخت. خوشبختانه امثال شاهرخ زمانی و محمد جراحی در صفوف کارگران ،زحمتکشان و مزد بگیران جامعه فراوان است، حتی در میان طیف وسیعی از نظامیان این همبستگی با تشکلات کارگران ومزد بگیران وجود دارد که در موقع مقتضی ابزار سرکوب رژیم را از کار خواهند انداخت.
آنان به درستی یافته اند با آگاهی از اصول مبارزه طبقاتی تنها راه رسیدن به برابری و آزادی ایجاد تشکلات مستقل و مراقبت از آلوده نشدن این تشکلات به سم وابستگی و بی صداقتی است ،باید تلاش کرد که زنجیره ای محکم از همبستگی طبقاتی بین اقشار مختلف جامعه به وجود آورد، تنها در آن صورت است که رژیم وحشی حاکم بر ایران با تمامی تهدید های تو خالیش تسلیم خواهد شد .
این راه شاهرخ زمانی و محمد جراحی و فعالین روبه ازدیاد جنبش کارگری میباشد.
یاد تمامی جانباخته گان برای آزادی و برابری گرامی باد .
یاد محمد جراحی گرامی باد.
به امید آزادی و سلامتی فعالین کارگری دربند
به امید پیروزی کارگران و زحمتکشان بر رژیم غارتگر سرمایه داری حاکم بر ایران